X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1389
جلسه کمیته فنی شتابدهنده

جلسه کمیته فنی روز دوشنبه و سه شنبه برگزار شد. پیشنهادها و مشاوره ها در مورد قسمتهای مختلف پروژه سینکروترون و پیشرفت کار ارایه شد. همکارانمان از مراکز Bessy II آلمان؛ Soleil فرانسه؛ دفنا LNF ایتالیا و الترا Elettra Itech اسلوونی؛ Cornell ایالات متحده؛ SLS PSI سوییس و ALBA اسپانیا آمده بودند. 

چالشهای مختلف پیش رو و مسایل فنی بررسی شد. معمولا در این جلسات فایلهای پرزنتیشن یک هفته قبل برای افراد فرستاده میشود تا مروری کلی روی آن داشته باشند و در موقع ارایه اشکالات یا اشتباهات طراحی مطرح شود. «دیتر» که از مرکز آلبا است به مچ گیری و فهمیدن اشتباهات طراحی مشهور است! اینبار ولی کمی سرخورده شد وقتی بعد از پرسیدن یک سوال, ارایه دهنده بطور غیر مستقیم گفت اگر قبلا اسلایدها را مرور میکردی یا کمی صبر داشتی, میدیدی که در اسلاید بعدی این مسئله توضیح داده شده است. 

«دیتر آینفلد» شخص فوق العاده انرژیتیکی است که سازنده چندین مرکز شتابگر بوده است. در سال 1979 با کمک تیمش مرکز بسی یک در آلمان را ساخت. یک دهه بعد در سال 1997 مرکز آنکا در آلمان و از سال 2004 تا اکنون در حال ساخت مرکز سینکروترون آلبای اسپانیاست. او در حال بازنشسته شدن است... آنوقت که در آلمان ساکن بود میگفت که تعطیلات آخر هفته اش دوست دارد سبزیکاری و شخم زنی باغچه اش را انجام دهد. شاید هم مزرعه اش.

او گفت چند ماه پیش که برای میتینگ و صحبت علمی به ایران رفته بود قبل از رفتن به آن کشور از دولت آلمان درخواست کرد که نظر موافق یا مخالفشان را در اختیارش قرار دهند. جواب اینبود که «نه تنها ما با همکاری شما در این زمینه با ایران موافقیم بلکه شما را انکوریج میکنیم.» جواب یکی دیگر از دولتها به دیگر همکارمان اینبود که «ما بدلیل تحریم به هیچ وجه اجازه همکاری در این زمینه علمی با کشور ایران نداریم..»

در کشورهای اروپایی و ایالات متحده رسم است که دانشمندان (Scientists) قبل از سفر و یا همکاری علمی با کشور دیگر مسئولین دولت خود را از این تصمیم آگاه میکنند و  در صورت مثبت بودن نظر دولتشان به انجام سفر اقدام میکنند. 

-------------- 

داستان آوردن فیل از هندوستان و قرار دادن آن در خانه ای تاریک... آمدن مردم در تاریکخانه و دست کشیدن به بدن فیل و نظر دادن راجع به آنچه حس کرده بودند از «مثنوی معنوی مولانا» جالب است. مولانا در مقابل احساس و نظرات متفاوت و متضاد افرادی که به بدن فیل هندی در خانه ای تاریک دستی کشیده بودند میگوید اگر شمعی در آن خانه روشن بود همه حقیقت واقعی فیل را میدانستند..  

از نظرگه گفتشان شد مختلف...آن یکی دالش لقب داد آن الف 

در کف هرکس اگر شمعی بدی...اختلاف از گفتشان بیرون شدی 

 

دیده مجنون اگر بودی ترا    هر دو عالم بی خطر بودی ترا