خاطرات روزانه

When Going Gets Tough, Tough Gets Going....

خاطرات روزانه

When Going Gets Tough, Tough Gets Going....

Old is Gold

 ده روز پیش مصاحبه ای با مجله نیوزویک داشتم در مورد سینکروترون خاورمیانه و چالشهای مهندسیش و خیلی چیزهای دیگر. شعبه روسیه آن مصاحبه را انجام داد ولی دفتر مرکزی این مجله در نیویورک است. امیدوارم که ماه اسفند هم سمینار کوتاهی در مرکز فیزیک آی.پی.ام در ایران خواهم داشت و این انگیزه ای را در .لوم برای حمایت بیشتر از طرح شتابگر ملی را سبب شود و هم برای دانشجویان و محققین که بدانند ساخت شتابگر کار پیچیده تری از فرستادن ماهواره به فضا نیست!

-----------------------------------------

از دو ضرب المثل فرنگی خوشم میاد یکی: Old is Gold و دیگری: Time kills everything. 

اولی به زیبایی خاطرات و تجربیات گذشته اشاره میکند و دومی به آب شدن مشکلات با گذشت زمان. 

به عنوان مثال برای من هنوز مزه اولین ساندویچ و حتی بوی مغازه های پپسی فروشی که در ایران در کودکی داشتم را هرگز فراموش نمیکنم. یک حس فوق العاده. حتی با اینکه کودکیم را در زمان جنگ بیاد دارم ولی خاطرات آن دوران بصورت عجیبی جالب هستن! ولی واقعا چطور امکان دارد خاطرات حمله موشکی در شب توسط هواپیماهای عراقی و قطع برق شهر و یا مشق نوشتن زیر نور شمع جالب هستند را بایستی از خودم بپرسم. البته فکر کنم این تنها توهماتی است که به مرور زمان در مورد گذشته در ضمیر ناخودآگاه ما ایجاد میشود. ایمیلی چند هفته پیش گرفتم از دوستی در مورد توهمات انسانها و اشاره به مطالعه نظریه گشتالت. نظریه گشتالت تا حدی معنی فارسیه "مرغ همسایه غاز است" را هم میدهد. گروهی از ما که در خارج هستیم توهمات افسانه ای راجع به داخل ایران داریم و گروهی از ایرانیان داخل نیز توهمات افسانه ای راجع به خارج از ایران دارند که غالبا متاسفانه نادرست هستند. این جوابی بود که به دوستانم در ایران میدادم: "مشکلات در خارج از کشور هرگز از بین نمیروند بلکه نوع انها عوض میشود."خیلیها باور نمیکنند که افسردگی و استرس در خارج از ایران بیشتر از داخل است!

پروب جریان پالسی

چندین هفته است منتظر یک پروب مخصوص اندازه گیری جریان پالسی وایدبندwideband Rogowsky Coil  هستم که قرار است از شرکت PowerTek در نیویورک ایالات متحده برایم ارسال شود.  معمولا در پروژه های مهندسی مهمترین مولفه در پیشرفت کارها بعد از نیروی انسانی ابزارهای اندازه گیری هستند. ابزار کار دقیق و User friendly میتواند کارها را به نحو غیر منتظره ای جلو ببرد.

------------------------

یکی از پدیده هاییکه در کشورهای کمتر توسعه یافته به وفور یافت میشود عدم وجود برنامه های جامع توسعه در سطح ملی است. پدیده فرد محوری و نخبه محوری فراوان در سطح اجرایی و تصمیم گیری وجود دارد و حال آنکه برای توسعه پایدار فنی و اقتصادی اکثرا معتقدند ساختارها بایستی سیستم محور باشند. این را فراوان در پروژه های خاورمیانه ای و کشورهای کمتر توسعه یافته دیده ام. با تغییر یک مدیر یا وزیر و یا دولت مسیر حرکت و توسعه فنی میتواند کاملا تغییر کند. این را در مورد پروژه ای در ایران هم دیده ام. تجربه کوچک شخصیه خودم در مورد مسیر ایجاد یک پروژه شتابدهنده ملی در ایران است. هر چند که میدانم افراد زیادی در مورد پروژه های ملی به خصوص تکنولوژی بالا شبیه این در کشور چنین مسیری را طی کرده اند. پروسه کار معمولا شبیه هم بوده است: با مکاتبات فراوان و ایجاد مسیرهایی برای جلب نظر و اصطلاحا Convince یا تفهیم مسئولین برای ایجاد یک پروژه سودمند ملی بعد از چندین سال وقتی مسئولین مربوطه به اندازه کافی در مورد سودمند بودن چنین طرحی برای کشور تفهیم شدند و برای انجام آن خیز بر میدارند, میبینی که دولت به پایان سال چهارم خود نزدیک شده و انتخابات دیگر و مسئولین جدید. پایان پروسه و آغازی دوباره. 

تلاش برای تفهیم مسئولین جدید ...تفهیم مسئول...انتخابات جدید..مسئول جدید....و این دور همچنان میچرخد...

زمین مرجع الکتریکی

مدتی به خاطر مشغله کاری و نیاز به تمرکز بیشتر و فکر کردن به آنها! نتوانستم وبلاگ را آپدیت کنم. در این مدت مسئله زمین الکتریکی Grounding Earthing ساختمان شتابدهنده را به جای قابل قبولی رساندم و آزمایشات الکتریکی مربوط به الکترومگنتهای پالسی را کمی هموار کردم. چندین فیلم جالب ایرانی تماشا کردم و دو سه بار اتفاقی کمی زیر باران زمستانی قدم زدم. در ضمن به مناسبت ماه محرم دو شب به سفارت ایران رفتم. در خبرها هم از پایین آمدن قیمت مسکن در ایران بسیار خوشحال شدم.

در آزمایشات مربوط به الکترومگنتهای پالسی درسهای جالبی گرفتم. علاو بر درسهای فنی؛ ولی این اولین باری بود که اثر زمین کردن تجهیز را در نتایج آزمایش واضحتر دیدم. برای دیدن سیگنالهای انتهایی از یک اسیلوسکوپ حساس ۱۰ هزار یورویی استفاده شد و دیدم که چگونه سیگنالهای الکتریکی بدون رفرنس(زمین).....

خرید املاک در کره ماه و مریخ

خرید املاک در کره ماه: این شرکت بنگاه املاک انگلیسی؛ فروش زمین سیاره ماه را از روز کریسمس یعنی ۵ روز دیگر آغاز میکند. قیمت ارزان این زمینها حدود ۳۰ دلار برای هر ۴۰۰۰ متر مربع است. سند و مکان زمین روی کره ماه بصورت پستی برای خریدار فرستاده میشود!! املاک سایر سیارات نظیر ونوس و مریخ هم در دستور کاریشان قرار دارد! وب سایتشان.

---------------------------------------------

  

------------------------------------- 

 مدتی پیش با تعدادی از مسئولین یکی از کشورهای عربی! در زمینه زیرساختهای لازم برای پروژه های سینکروترون و شتابدهنده های بزرگ صحبت میکردیم. برایم جالب بود که سینکروترون را به منزله یک جعبه سیاه میدیدند که تکنولوژی فوق العاده پیچیده ای دارد. البته این جای تاسف داشت. بر اساس دیده ها و تجربیاتم از شتابدهنده های سینکروترون تقریبا مدل استفینگ کاری مراکز شتابگر کاملا روشن شده است. در صحبتهایم گفتم که بعنوان مثال در اغلب شتابدهنده ها حدود ۳۵ درصد کارمندان فنی متخصص برق هستند؛ ۳۵ درصد متخصص مکانیک؛ ۱۰ درصد فیزیکدان؛  ۵ درصد کنترل و کامپیوتر و ۱۵ درصد باقیمانده هم متخصصین رشته های نقشه برداری؛ عمران؛متالورژی؛شیمی, تشعشع رادیواکتیو و غیره هستند. برای طراحی اپتیک ماشین فیزیکدانها بهترین گزینه هستند. برای طراحی مهندسی و ساخت تجهیزات ماشین, ترکیبی از مهندسین برق و مکانیک گزینه های مناسب هستند. و برای طرح ساختمان و جاگذاری alignment تجهیزات هم مهندس عمران ونقشه برداری مناسبند. طراحی ضخامت دیوارهای شیلدینگ نیز بر عهده متخصص تشعشع رادیواکتیو است. بهترین گزینه برای مدیریت فنی پروژه های سینکروترون نیز بایستی بر عهده یک مهندس آشنا به مبانی فیزیک باشد.  گفتم و اما مدیر کل یا جنرال دایرکتور معمولا بایستی یک شخص مسئول دیپلماتیک باشد! تا بتواند ورود و خروج افراد و تجهیزات به کشور و نیز روابط بین الملل را براحتی مقدور سازد . این تجربه ایست که در اغلب سینکروترونهای اروپا و ایالات متحده و آسیا و حتی مرکز اروپایی «سرن» جواب داده است...

مدیر فنی و بازاریاب خوب

«ارنست» مسئول یکی از بخشها در قسمت شتابدهنده بسی BESSY در برلین است. بعد از پایان صحبتهای دو ساعته مان در مورد تجربیاتش با سینکروترون بسی یک در مورد ارتینگ تجهیزات؛ آزمایش های هیدرولیک الکتریک و خلا الکترومگنتها؛ چگونگی alignment گردرها و خیلی مسایل دیگر گفتم که در مورد احتمال شروع به طراحی یک سینکروترون در ایران شنیده ام, که برایش جالب بود. گفت که سیستم آموزشی ایرانیها در میان تمام کشورهای خاورمیانه کاملا متمایز و برتر است" هر چند که تاکنون به ایران سفر نکرده بود. گفت که در صورتی که ایران به کمک مراکز شتابدهنده آلمانی و از جمله خود او برای طرح سینکروترون نیاز داشته باشد خوشحال میشود که تا جای ممکن به آنها کمک کند. این را بصورت تعارفی نگفت بلکه واقع منظورش اینبود که دوست دارد ایران هم به جرگه کشورهای دارنده این تکنولوژی بپیوندد.. بعد از پایان صحبتهایمان وقتی امور ناجی مدیر فنی سینکروترون خاورمیانه را دید جمله ای به او گفت که برایم بسیار جالب بود. گفت که یک مدیر فنی نبایستی منتظر بماند تا دولتهای دیگر منابع مالی در اختیارش قرار دهند... گفت که یک مدیر فنی خوب در واقع بایستی یک بازاریاب خوب و جذب کننده منابع مالی برای این تکنولوژی مدرن باشد! تا مسئولین یک کشور واقعا مطلع نشوند که یک مرکز شتابگر چگونه میتواند بر اقتصاد" توسعه تکنولوژی و پرستیژ کشورشان تاثیر میگذارد چگونه در آن زمینه سرمایه گذاری میکنند؟ 

--------------------------------- 

عکس: شبیه سازی بیرونی کیکرهای مغناطیس پالسی در سینکروترون بسی یک. مدتیست که دارم کارهای لازم برای تست 30 کیلوولت و ..را در موردش اماده میکنم. 

کیکرهای پالسی بوستر

Bessy I Microtron

  Mikrotron microtron مایکروترون

نمایی از مایکروترون Besyy I بسی یک که اکنون در مرکز سینکروترون خاورمیانه به عنوان اینجکتور اولیه در حال نصب است. این مایکروترون هدیه آلمان به مرکز شتابگر خاورمیانه بوده است...

Bring the Donkey and load the beans" این ترجمه لاتینی بود که در یکی از برنامه های تلویزیونی برای ترجمه «خر بیار و باقالی بار کن» برای خارجیها زیر نویس شده بود!

------------------ 

مدتی پیش موقع نهار با چند تن از دوستان, این سوال را مطرح کردم که موقع عصبانی یا پریشانی یا Exhausted شدن چه کاری را انجام میدهید که به شما آرامش دهد؟ یکی جواب داد که غذا میخورد. گفت که خوردن غذا به او آرامش عجیبی میدهد. یکی جواب داد یک نخ سیگار میکشد. یکی هم گفت اگر بتواند غذا درست میکند در واقع آشپزی به او آرامش نسبی میدهد. برای من هم معمولا خرید لوازم فنی اگر دم دست باشد میتواند آرامش نسبی ایجاد کند. بعضی اوقات هم خواندن یک مطلب در زمینه کاریم بطور غیر منتظره ای برایم آرامش ذهنی ایجاد میکند. در واقع یکی از بهترین مواقع وقت آزادم, قدم زدن در مراکز خرید تجهیزات فنی از آچار و دریل گرفته! تا لوازم باغبانی ...یا ابزارآلات کامپیوتری است. البته من چندان به دنبال مدلهای جدید موبایل و دوربین عکاسی, یا عینک و یا حتی جاکلیدی! و شبیه آن نبوده ام ولی افرادی را میشناسم که عشقشان جدیدترین مدلهای اینگونه ابزارهاست. شاید روانشناسان دلایل قانع کننده ای برای اینگونه رفتارها داشته باشند.

زآتش پنهان عشق هر که شد افروخته...دود نخیزد زاو چون نفس سوخته.

نگرانی در مورد کار شتابدهنده

ساکنین اطراف کمپلکس این شتابدهنده هنوز قانع نشده اند که واقعا بعد از راه اندازی (البته اگر راه بیفتد!) اینجا مشکلی از لحاظ سلامت یا مسایل دیگر برایشان پیش نخواهد آمد. هفته گذشته موقعی که در هنگر مربوط به برخی تجهیزات شتابگر مشغول کار بودم؛ گروهی از افراد ساکن در این منطقه توسط یکی از دربانان ساختمان به آنجا امدند و از وضعیت احتمالی بروز نشت تشعشعات رادیواکتیو نگران بودند! از طرفی در آن موقع من و همکارم دستکشهای سفید مخصوص کار در محیط های-وکیوم «خلآ بالا» پوشیده بودم. مغناطیسهای پالسی درون هنگر هم بیشتر شبیه تجهیزات غیر معمول و ناآشنا به نظر میرسیدند! اینبود که با امدن به آنجا نگرانیشان بیشتر شد. کمی خودم برایشان توضیح دادم که اصولا جای نگرانی نیست چون ما حداقل اگر به فکر ساکنین منطقه اطراف نباشیم ولی به فکر خودمان و کارکنان اینجا هستیم که از همه به این تجهیز نزدیکتریم, در نتیجه همه جوانب لازم در نظر گرفته میشود. بعد هم همکارم به زبان خودشان با انها صحبت کرد و به آنها اطمینان داد که وجود خطرات ناشی از کار با یک شتابدهنده سینکروترون برای ساکنین منطقه بیشتر یک نگرانی بی مورد است.... 

در زمانیکه حدود ۶ سال پیش در مرکز شتابگر دارزبوری در بریتانیا بودم هم چنین نگرانی در میان برخی ساکنینMoore «دهکده مور» در وارینگتون بود. اما آنها نگرانی بابت تشعشعات نداشتند بلکه نگرانی آنها اینبود که بدلیل کار شتابدهنده SRS ؛ آب کانال مصنوعی بزرگی که از میان این دهکده عبور میکرد چندین درجه گرمتر از حد طبیعی بود و این سبب مشکلاتی برای ماهیان و...شده بود. البته انها باور نمیکردند که بالا بودن دمای آب و مشکلات ماهیان دلیلی غیر از کار شتابدهنده در ان منطقه داشت... 

در واقع تا کنون حتی یک مورد مشکل زیست محیطی ناشی از کار شتابدهنده ها در مناطق اطرافشان گزارش نشده است و تقریبا از جمله سبز ترین صنایع نوین به حساب اورده میشوند. تنها ذرات تولیدی این مجتمعها که امکان نفوذ در مناطق اطراف را دارد نه اشعه ایکس و نه نوترونهای پر انرژی است. بلکه تنها اشعه گاما میتواند در دوز پایین و کنترل شده وارد محیط اطراف شود که سیستمهای مونیتورینگ بی درنگ قادر به تشخیص حد بالای آن خواهند بود.

تقریبا در تمام نقاط دنیا وقتی پروژه ای با اسکیل بزرگ در مناطق مسکونی اجرا میشود؛ ساکنین مناطق اطراف اگر بطور صحیح مطلع نشده باشند نگرانیهایشان را کاملا بروز میدهند.

سفرنامه اسلوونی (۲)

 در کارگاه بیم دیاگنوستیک در سولکان اسلوونی، افرادی از شتابگرهای دیگر امده بودند. شخصی از برزیل آمده بود که روی میز نهار کمی با هم در مورد پروژه 1.37GeV LNLS یا شتابدهنده ملی برزیل صحبت کردیم. این شتابگر بزرگ که تنها شتابدهنده امریکای جنوبی است را حدود بیست سال پیش شروع به مطالعه و طراحی کرده اند و چند سال پیش بطور کامل راه اندازی شده بود و خروجی آن هم اکنون مورد استفاده صنایع و محققین قرار گرفته است. گفت که اساس طراحی و ساخت تجهیزاتشان را مهندسین برزیلی بر عهده داشتند و تنها مقداری کمک فنی از لابراتوارهای امریکای شمالی دریافت کرده بودند. لیناک را همانگونه که در مراکز سینکروترون رسم است بعنوان هدیه از شتابگر خطی دو مایلی استانفورد دریافت کرده بودند و بقیه اش را در برزیل طراحی و ساختند. کمی هم در مورد آثار باستانی ایران و برزیل صحبت کردیم. در مورد شهر «ریودوژانیرو» و مونومنت بزرگ ان هم صحبت کردیم. 

از مرکز NSLS در بروکهاون ایالات متحده هم سه نفر آمده بودند. ماشینشان قرار است تا سال 2011 بطور کامل راه اندازی شود و بودجه ای حدود 800 میلیون دلار برای آن در نظر گرفته شده است. البته یکی از مسئولین آنجا کمی در مورد دریافت کامل بودجه شک داشت و میگفت که اگر دوباره همگروههای جورج بوش رییس جمهور شوند احتمال گرفتن کامل بودجه برای ان کم است. ظاهرا وزیر انرژی جورج بوش بیشتر خواستار صرف بودجه برای تولید انرژی های نو و نیز نیروگاههای اتمی به جای ساختن شتابدهنده بوده است. البته با صحبتهایی که با او داشتم متوجه شدم که طراحی برخی قسمتهای شتابدهنده NSLS2 واقعا بر مبنای تجربیات صحیح مهندسی طرح ریزی نشده است. مثلا برای تزریق باریکه الکترون از لیناک به درون بوستر بصورت پیوسته هنوز ایده ای برای طراحی کیکرهای مربوطه نداشتند.... 

-------------------------- 

دنباله سفرنامه به اسلوونی را در اینجا مینویسم. منطقه سالکان بر روی مرز ایتالیا و اسلوونی قرار گرفته است. منطقه ای کوهستانی و تقریبا پوشیده از درختچه های یک متری. شاید از لحاظ پوشش گیاهی شبیه خرم آباد در لرستان ایران باشد. از لحاظ زبانی هم تقریبا همه به زبان اسلوونی صحبت میکردند و تفهیم انگلیسی به آنها کمی مشکل بود. البته اگر ایتالیایی بلد بودی کارتان راحتتر میشد. یک شب به رستورانی سنتی Traditional رفتم که غذاهای متفاوتی داشت. منو را به دو زبان ایتالیایی و اسلوونی نوشته بودند و این باعث شد تا با هزار زحمت به پیشخدمت آنجا تفهیم کنم که چه غذایی برایم بیاورد. به همراه غذا یک بگ کوچک و دو بگ سس مایونز و سس خردل هم کنار غذا گذاشت. تمام نوشته های روی آنها به زبان اسلوونی بود و هیچ نشانی از زبان انگلیسی نداشتند. یکی از انها شامپو مخصوص دست بود و من با مایع سالاد اشتباه گرفتم. کف کردن دهان را در آنجا تجربه کردم!

افتتاح سینکروترون با حضور وزیر علوم ایران

پریروز افتتاح اولیه مرکز سینکروترون برگزار شد و از طرف دولت ایران هم وزیر علوم و معاون پژوهشی و نیز کاردار سفارت و چهار نفر از اساتید دانشگاههای ایران هم آمده بودند. جلسه مشترکی هم با هماهنگی سفارت ایران بین دایرکتور سینکروترون اینجا و وزیر علوم ایران برگزار شد که من هم به اتفاق هیئت ایرانی در آن شرکت داشتم؛ درخواستهایی بین دو طرف رد و بدل شد. دکتر زاهدی وزیر و معاونش آقای کبگانیان هم ظاهرا ایده هایی برای یک طرح سینکروترون داخلی در ایران داشتند که امیدوارم بعد از برگشت به ایران هم آن را پیگیری کنند. دبیر کل یونسکو؛ مسئولین برخی سینکروترونهای اروپا و ایالات متحده و ژاپن و سفرای برخی کشورهای دیگر و چهار وزیر علوم از چهار کشور و... هم آمده بودند. 

چهار تن از نمایندگان و مشاوران ایرانی طرح سینکروترون خاورمیانه را هم ملاقات کردم و قرار شد که اگر واقعا طرحی جدی در این زمینه در ایران اجرا شود و نیاز به اطلاعات فنی داشته باشند برایشان ارسال کنم. 

اما با افراد مختلفی هم از افراد سینکروترونهای اروپا و آسیا و ایالات متحده هم بصورت خیلی کوتاه گفتگو کردم. کلاریسا فورموس که یکی از مسئولین سازمان یونسکو در پاریس است هم امده بود و از تعطیلات جالبی که به مدت یکماه در ایران داشت ده دقیقه ای صحبت کردیم. گفت که به شهرهای مختلفی از شیراز و یزد و اصفهان تا مشهد و تبریز و تهران و ...رفته بود و حسابی خوش گذشته بود به جز اینکه در تابستان هوا کمی گرم بود...

افتتاح سینکروترون

فردا قرار است تلویزیون بی.بی.سی انگلیسی زبان مصاحبه ای در مورد سینکروترون خاورمیانه با من داشته باشد. معمولا مصاحبه های علمی BBC انگلیسی زبان و سوالاتشان چالشی و جالب هستند؛ برخلاف سایر مصاحبه های دیگر.آنها معمولا در مصاحبه های علمی بدنبال فیکشن یا اتفاقات علمی عجیب و شبه افسانه ای میگردند تا واقعیت ملموس! البته سوالاتشان را در اختیارم قرار نداده اند ولی گفته اند که در زمینه علمی و فنی هستند. مصاحبه شان بدان علت است که چندین سال پیش در مرکز سینکروترون دارزبوری در انگلستان مدتی کار کرده ام و اکنون که در حال ساخت و راه اندازی مرکز سینکروترون خاورمیانه هستیم آیا تاثیری از یافته های فنی خود در مرکز دارزبوری را در اینجا بکار گرفته ایم یا نه؟ ماشین سینکروترون هم تا حدی برای افتتاح توسط مقامات این کشور و دعوت شدگان خارج از این کشور که به نحوی مرتبط با پروژه بوده اند؛ آماده شده است. بیگمان افتتاح این مرکز ظاهرا جهش اولیه لازمی را برای ورود این کشور به صحنه بین المللی تکنولوژیهای شتابدهنده و تکنولوژی هسته ای صلح آمیز مهیا میکند. از آنجا که اکثر دعوت شدگان مقامات دولتی و سفرای کشورهای دیگر و سازمانهایی مثل یونسکو و سازمان بین المللی انرژی هسته ای IAEA هستند که از امور فنی چندان مطلع نیستند و در نتیجه ممکن است تشخیص ندهند که واقعا این ماشین چیست و چگونه کار میکند و کاربردش کجاست. و آیا الکترون خروجی دارد یا نه! تا امروز که تقریبا آخرین روز کار روی قسمتهای مختلف مایکروترون بوده است هنوز موفق به خروج بیم الکترون و راه اندازی کنترل PLC آن نشده ایم! سیستم خلا که شامل پمپهای توربو و یونی هست نیز تنها تا حد 10 بتوان منفی 6 پایین آمده است.

سفرنامه به اسلوونی(1)

....پرواز از «وین» به «ونیز» بیشتر شبیه یک تور هوایی بود تا یک پرواز با هواپیما. ارتفاع پایین ۶۰۰۰ متری پرواز و هوای کاملا آفتابی بعد از ظهر موقعیت مناسبی برای تماشای مسیر وین اتریش و سپس لیوبلیانای اسلوونی و سرانجام شهر جزیره ای ونیز در مدت پرواز حدود ۱.۵ ساعت فراهم کرد. وین دقیقا شبیه یک فرش گسترده برجسته بود. ذخیره های آبی یا اصطلاحا lake لیک های مصنوعی از بالا شبیه استخرهای کوچک آب به نظر میرسند که برای جمع آوری طبیعی آب باران ساخته شده بودند. خانه ها از بالا با سقفهای قرمز و باغها و چمنهای سبز رنگ اطراف و بزرگراههای منظم کاملا دیدنی بود. کوههای اطراف در فاصله هوایی ۱۵ دقیقه ای شبیه یک ماکت مخملی و فوق العاده زیبا به نظر میرسند. تقریبا تماشای اروپا از بالا براحتی میسر نمیشود از آن جهت که معمولا آسمانی ابری دارد. 

از ونیز هم با قطار و از طریق ایستگاه میستر Mestre Station به گریزیا استیشن و از آنجا به فاصله 5 دقیقه از مرز ایتالیا ولی در کشور اسلوونی به محل هتل. هتل در شهر زیبای Solkan از کشور کوچک اسلوونی بود. شهری با زیباییهای بکر طبیعی و ساختار شهری زیباتر. هر چند که اغلب شهرهای اروپایی در نگاه اول شبیه هم به نظر میرسند ولی هر کدام از آنها که بیشتر شبیه دهکده هستند زیباییهای خاص خودشان را دارند. چیزی که همیشه برایم جالب بود اینست که در اغلب این شهرها حیوانات زندگی دوستانه و مسالمت آمیزی با انسانها دارند. اصلا از آدم نمیترسند و به راحتی با شما دوست میشوند و در ضمن کبوترهای فراوان در مقابل خانه ها و کنار خیابانها بدون ترس رفت و آمد میکنند. 

کارگاه نیز در مرکز اینسترومنتیشن Instrumentation Technologies برگزار شد که دقیقا روی نقطه صفر مرزی اسلوونی و ایتالیا بود ولی متعلق به اسلوونی است. مرز این دو کشور تنها از طریق مانعی با ارتفاع یک متر جدا میشد و در دو طرف این مانع هم که بیتشر شبیه موانع درون پارکهاست خانه های معمولی ساکنین آنجا بودند. کارگاه موفقیت آمیزی بود که حدود ۲۱ نفر از سراسر جهان شرکت کرده بودند. از مرکز شتابدهنده های وزارت انرژی BNL در ایالات متحده تا مرکز شتابگر دلتا در دورتموند آلمان و مرکز سینکروترون SSRF چین و الترای ایتالیا و LNF و مرکز سینکروترون برزیل و چند جای دیگر شرکت داشتند. تجربه ها در استفاده از تجهیزات بیم دیاگنوستیک را در غالب ارایه سخنرانی هم ارایه شد. موقعیت کوتاه ولی جالبی بود تا از تجربیات فنی هم در مراکز سینکروترون مختلف مطلع شویم...

Beam Diagnostics

هر چند که کارهای زیادی از پیش-شتابگر مایکروترون مانده تا همه چیز را برای به اصطلاح آغاز به کار اولیه مرکز شتابدهنده در اوایل ماه نوامبر آماده کنیم که سفرای اغلب کشورها و نیز بالاترین شخص دولت این کشور و آقای «ماتسورا» دبیر کل یونسکو نیز در آن شرکت میکنند, ولی سفر چند روزه ام در اکتبر برای شرکت در کارگاه علمی "پروسسورهای مکان یابی ذرات در شتابدهنده ها" Beam Diagnostics BPM for Acceleratorsدر کشور اسلوونی حتمی شده است. این پروسسورها به خصوص از چند سال اخیر در اغلب لابراتوارهای شتاب دهنده الکترون در فرانسه, اسپانیا, آلمان, ایتالیا, چین, ژاپن و امریکا رشد فراوانی داشته اند. تا قبل از این پروسسورهای آنالوگ شرکت Bergoz اغلب در شتابدهنده ها استفاده میشد ولی امروزه به دلیل آسانی استفاده و نیز قابلیت پروگرام کردن و اتصال به سایر سیستمهای الکترونیکی, پروسسورهای شرکت I-Tech استفاده میشود. این پروسسورها تقریبا در تمام شتابدهنده ها هر وقت که لازم باشد مکان ذرات را تعیین کنند, قابل استفاده هستند. البته سنسورهای مکان یابی ذرات (به شکل آنتن) در چمبر خلا شتابدهنده قرار میگیرند و سیگنالهای خروجی این سنسورها توسط پروسسورهای مکان یابی قابل تفسیر و استفاده است. 

قصد داشتم که به همراه خودم یکی از چمبرهای مربوط به سنسورها را به آنجا ببرم تا کار تیونینگ و کالیبره کردنش را انجام دهم, ولی محدودیتهای فرودگاهی و مسایل گمرک و ...از بردنش صرفنظر کردم.

------------------------------ 

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان ____که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان 

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت___گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان 

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری____شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان 

با صبا در چمن لاله سحر میگفتم____که شهیدان که اند این همه خونین کفنان .....

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم____از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان 

این ابیات رو «حافظ» گفته, سو تفاهم نشه.

الکترون سورس

هفته گذشته سفارت اتریش رفتم تا برای ویزای سفر چند روزه ماه آینده به کشور اسلوونی اپلای کنم. سه هفته پیش هم نامه ای نوشته بودم به <> در مورد شتاب دادن به مطالعاتشان برای اجرای طرح شتابدهنده سینکروترون ملی در کشور. اگر خبرهای تولیدات و نوآوریهای فنی و صنعتی که از ایران به گوش میرسد درست باشد, در این مورد بسیار خوشبین هستم که زیرساختهای فنی این کشور به حدی باشد که بتواند در مدت ۱۰ سال طرح سینکروترونی ۳ میلیارد الکترون ولتی و محیط استوریج رینگ خلا ۲۵۰ تا 300 متری را طراحی کند و بسازد. ماه آینده به مرکز اینسترومنتیشن در مرز ایتالیا و اسلوونی میروم تا در کارگاه علمی محصول دیاگنوستیکشان که در اکثر شتابدهنده های اروپا؛ ایالات متحده و آسیایی استفاده شده است شرکت کنم. دلیل استفاده از این محصول جدید قابلیت آسان استفاده از آن است. براحتی به شبکه کامپیوتری و کنترل وصل میشود و برای کاربردهای فیدبک سریع در اغلب شتابدهنده های به خصوص الکترون کاراییش را ارایه داده است.  

------------------------------

هفته گذشته که خبرهای زیادی در مورد آزمایش شتابدهنده ال.اچ.سی در سرن بود سوالاتی برای خیلی افراد پیش آمد که منبع تولید یونها و الکترونها در این تجهیزات غول پیکر که میتواند همانند ال.اچ.سی به ۲۷ کیلومتر طول برسد چقدر بزرگ است؟ در عکس پایین چشمه تولید الکترونی را عکس گرفتم که چند ماه پیش از شتابدهنده اولیه مایکروترون خارج کرده ایم بدلیل اینکه طول عمرش را از دست داده است.  

 کریستال تولید الکترون

همین چشمه LaB6 تولید الکترون منبع شتابدهنده ای است که ابعادش میتواند از 100 تا کیلومترها باشد!! منبع پیش برنده پروژه های بزرگ جهانی که میتواند جهان را از دید بعضیها در خودش قورت دهد! شاید از لحاظ کارایی شبیه ضرب المثل فارسی باشد که میگوید: فلفل نبی چه ریزه, بشکن ببین چه تیزه!

آزمایش LHC CERN

آیا آزمایش شتابدهنده ال.اچ.سی در سرن کاملا امن است؟

در آزمایش شبیه سازی بیگ بنگ LHC  همچون سایر اتفاقات بزرگ هر گروهی به دنبال یافتن و اثبات ادعای خود از نتایج تجربی آن است. دانشمندان معتقد به مدل استاندارد, دنبال کنندگان نظریات ریسمان ُString Theory و ابعاد بالاتر , پیروان نظریه نسبیت در همه چیز و ....و از همه جالبتر گروهی از افراد که بدنبال ذره هیگز بوسون در فرم مشخص "ذره الهی" God Particle و نیز برخی فرقه های مذهبی که در انتظار پایان جهان و ظهور آخرالزمان در حین این آزمایش هستند نیز بر جذابیت این بزرگترین آزمایش بشری افزوده است. ماههای آینده و با افزایش انرژی در این ماشین و آزمایش پایانی به تمام این منازعات پایان میدهد و احتمالا(؟) درک بشری از ابعاد هستی را وارد مرحله جدیدی میکند.

با شروع به آزمایش اولیه زیر سیستمهای بزرگترین شتابدهنده جهان با نام LHC سرن در تونل 27 کیلومتری زیرزمینی در مرز سوییس و فرانسه برخی احتمال وجود خطراتی را پیش بینی میکنند؟ جواب سوال مثل تمام دیگر آزمایشات و پدیده های ناشناخته و جدید فیزیکی که برای اولین بار رخ میدهند هم نه و هم آری است. از نظر سیستمهای الکتریکی و مکانیکی نظیر سیستمهای الکترومگنت, سیستمهای فرکانس رادیویی پر قدرت برای شتاب پروتونها,  سیستمهای خلا اصلا مشکلی غیر قابل پیش بینی وجود ندارد. چون به اندازه کافی سیستم کنترل موجود میتواند از بروز حوادث جلوگیری کند و در صورت بروز حادثه میتوان آنرا مهار کرد. در بدترین حالت برخورد مستقیم ذرات پر انرژی به دیواره تیوب خلا و سپس برخورد به دیواره های بتونی شیلدینگ است. اما ضخامت این دیواره بگونه ای محاسبه شده است که حتی ذرات پروتون با انرژی 20 درصد بیشتر هم بصورت مطمئنی قابل مهار شدن هستند و تشعشعات رادیواکتیو ایجاد شده نیز قابل کنترلند. از دیگر احتمالات انفجار گرمایی یا الکتریکی در منابع تغدیه, گازهای نیتروژن و هلیم سرد کننده, منابع مولد امواج فرکانس رادیویی و نظیر آن باشد, که در همه این موارد عمق حادثه از شعاعی در حد 100 متر فراتر نمیرود و کاملا قابل مهار شدن است. در نتیجه حوادث و اتفاقات سنتی conventional  که تاکنون در شتابگرهای ذرات کم انرژی و یا با انرژی متوسط رخ داده در این شتابگر کلایدر پر انرژی قابل کنترل است.

مسئله غیر قابل پیش بینی فرضی سیاهچاله های بلعنده و فعالیت ابعاد بالاتر:

 اما از آنجاییکه احتمال بروز پدیده هایی غیر قابل پیش بینی در تئوری های فعلی فیزیک در این زمینه وجود دارد نمیتوان به صورت 100 درصد امن بودن این آزمایشات را توجیه کرد. درک فعلی ما از پدیده ها بر مبنای تئوریهای فیزیک است که تاکنون بصورت تجربی آزمایش شده اند. اما در صورت ایجاد و فعال شدن ابعاد دیگر در این برخورد و نیز رفتار غیر قابل پیش بینی ذره هیگز بوسون یا اصطلاحا "ذره الهی" God Particle  در حین این برخورد و یا ایجاد سیاهچاله ها بصورت cascade نمیتوان مطمئن بود که همه چیز امن است. در واقع هر چه به ذرات زیر اتمی و انرژیهای بالا نزدیک شویم با تغییرات مصنوعی در آنها به عبارتی "شعور هستی" و درکمان از قوانین موجود در جهان هستی را دستکاری کرده ایم و یا شاید قوانین درستتر را کشف کرده ایم. اصولا مهندسی کنترل و مهار در این آزمایش منحصر به حوادثی است که از انها شناخت کافی علمی داریم و در مواردی که برای اولین بار رخ خواهند داد کاملا ضربه پذیر هستیم. سیستم کنترل سخت افزاری و نرم افزاری در این پروژه کاملا بر مبنای دریافت اطلاعات از سنسورهاییست که مواردی مثل تغییرات دما, تغییرات جریان, ولتاژ, فشار هوا, مکان ذرات پر انرژی, فاز و...میباشد و سنسورهایی برای دریافت پدیده ای نوظهور  که امکان ایجادشان در این آزمایش با احتمال کم ممکن است بوجود آید تعبیه نشده است, در نتیجه کنترلی هم روی این پدیده های احتمالی وجود ندارد. همه این موارد گفته شده احتمالات ریسکی بسیار کوچکی است که البته برای رسیدن به یک نگرش جدید و بنیادی از جهان هستی و توسعه مرزهای علمی و تکنولوژیک لازم است که چنین ریسکی انجام شود و البته 5.8 میلیارد دلار نیز هزینه شود.