یادم میاید از سال ۲۰۰۵ که به صورت جدی در کنفرانسهای شتابگر شرکت میکردم همیشه از کشورهای مختلف محققان زیادی میدیدم از اروپا گرفته تا آسیا و آمریکا. معمولا برگزار کنندگان کنفرانس در کنفرانسها همیشه یک نصف روز را برای بازدید از مرکز شتابدهنده در نظر میگرفتند. در این میان رفتار پژوهشگران چینی برایم جالب بود.اغلب انها همیشه دوربینی در دست داشتند و از همه تجهیزات شتاب دهنده عکس میگرفتند. پشتکارشان هم عالی بود. از کابل های کواکسیال گرفته تا الکترومغناطیس ها و تجهیزات دیاگنوستیک و کاویتی ها و منابع تغذیه و مونیتورهای تشعشع و غیره از همه چیز عکس میگرفتند تا بقول خودشان مهندسی معکوس کنند. از آنزمان حدود ۲۰ سال گذشته است و اکنون چین اغلب کشورهای رقیب در این زمینه را پشت سر گذشته و نه تنها در فناوریهای معمولی بلکه در فناوریهای های تک الکترونیک و هوش مصنوعی و مخابرات و فضا و فناوریهای هسته ای و تولید برق در زمره برترینها شده است. آشنایی با فرهنگ آنها که چگونه توانسته اند در طول چند هزار سال همواره خود را بالا نگاه دارند شاید الهام بخش باشد. کشورهای با تاریخ گذشته درخشانِ دیگری هم وجود داشته اند نظیر یونان، مصر و برخی کشورهای خاور میانه. ولی آنها شاید نتوانستند خود را با زمان و وضعیت منطبق کنند و اکنون وضع خوبی ندارند ..
درست در همان بیست سال پیش بود که پروژه های دیگری هم در کشورهای در حال توسعه آنزمان شروع به بررسی طراحی و مطالعات اولیه کردند از جمله آن کشورها ایران بود که طرح شتابگر سینکروترون ملی را در دستور کار قرار داده بود. به نظر میرسد که چین غالب محدودیتها و سدهای فناوری در این زمینه را با تکیه بر توان داخلی کنار زده و اکنون به یکی از دارندگان این فناوری حیاتی تبدیل شده است. ایران اما به نظر میرسد که بصورت کلی پروژه شان را فراموش کردند و سرگرم مسایل مهمتر شده اند.
عموما در پروژه های مهندسی ، تا آنجا که من تجربه کرده ام کار غیر ممکن وجود ندارد. فقط ممکن کردن یک پروژه ساده، هزینه کمی دارد و ممکن کردن یک پروژه پیچیده، هزینه بالایی دارد. در واقع اراده و تخصص افراد مهمترین عنصر برای ممکن کردن یا غیرممکن کردن یک پروژه مهندسی است.
البته منظور من چگونگی طراحی و ساخت یک تجهیز نیست که این بجز مسایل استاندارد و نرم و پروتکلهای طراحی حتی به فرهنگ ملی طراحان و سازندگان بستگی دارد. که در این صورت اگر فرانسویهای آنرا بسازند احتمالا تجهیزی یا طراحی پیچیده و گیج کننده خواهد شد، آلمانیها احتمالا آنرا محکم و قابل اعتماد ، آمریکاییها احتمالا آنرا بزرگ و پرحجم و چینی ها آنرا ارزان خواهند ساخت.
من بعد از سالها طراحیها و پروژه های کاری برای خودم یک برنامه شخصی ساخته ام: پروژه های ساده، ابتدا به ساکن و بدون طراحی انجام میدهم. برای طراحی های پیچیده از کاغذ و قلم کمک میگیرم. طراحیهای کمی پیچیده تر با کامپیوتر شبیه سازی میکنم. و اما برای طراحیهای خیلی خیلی پیچیده همه چیز را کنار میگذارم و شروع به تجسم میکنم!!.
آنکه شد هم بی خبر هم بی اثر
از میان جمله او دارد خبر
«عطار نیشابوری»
-----------
مدتی پیش به ایران رفته بودم. چهار چیز خیلی جلب توجه میکرد، یکی اینکه اغلب جوانها به فکر مهاجرت از ایران بودند. از نظر من ، بخش قابل توجهی از اطلاعاتشان در مورد زندگی و کار در اروپا و آمریکا بصورت فاحشی اشتباه بود. آنها بیش از حد تصور، تصویر جالبی از زندگی و تحصیل و کار در خارج از ایران دارند.
دومین چیزی که نظرم را جلب کرد اینکه در ایران هر روز یکی دو ساعت برق قطع میشد.
و سومین چیز اینکه حقوق متوسط کارکنان در کارخانه ها در ایران حدود یک پنجم اروپاست، قیمت بنزین و انرژی حدود یک چهلم اروپا و قیمت برق یک پنجاهم اروپاست. ولی قیمت بعضی وسایل و یا حتی بعضی مواد خوراکی ساخت همین کارخانه ها تقریبا همان قیمت اروپاست. این را نفهمیدم چرا..