برای اولین بار بعد از دوران دانشگاه؛ دیشب تا ساعت ۱۲۳۰ شب بیدار بودم. علتش هم اینبود که یه مقدار مطالب رو داشتم که بایستی مطالعه میکردم؛ بعد هم که سریال «خانه به دوش» که
کمیته فنی پروژه هم قرار است یکماه دیگر اینجا تشکیل شود که مدیران برخی مراکز شتابدهنده های اروپایی در آن شرکت میکنند؛ از جمله مدیر مرکز شتابگر سویسSLS ورولیچ؛اریکسون از سوئد؛نادجی از سولیل فرانسه؛ بوچتا از الترای ایتالیا؛ ارنست از بسی دو آلمان و چند نفر دیگر. من هم قرار است نتایج آنالیز طراحیهایی که تا الان انجام شده را برای قسمت های الکترومگنت؛ پایداری کاویتی ها؛ بهینه سازی پیکاپ های تعیین محل بیم الکترون و پارامترهای منابع تغذیه الکترومگنتها را در این جلسه ارایه دهم تا اگر آنها نظر اصلاحی در این زمینه دارند؛ بیان کنند.

کارهایشان در زمینه نانو تکنولوژی و بیونانو مدیکال و مایکرو استراکچر ها رو هم دیدیم که روی هم رفته جالب و دیدنی بود. بازدیدی هم از شتابگر خطی ۱ گیگا الکترون ولت 1GeV که در حدود ۷۰ متر طول داشت و در عمق ۶ متری زمین بود داشتیم. چیزی شبیه شتابدهنده اسلاک SLAC در استانفورد امریکا بود. با این تفاوت که طول اسلاک ۳ کیلومتر هست و انرژیش ۵۰ گاو.
هر روز در پایان کلاسهای تئوری بایستی دو ساعت هم روی برنامه های اپتیک کار کنم. اونم نه با ویندوز؛ بلکه توی لینوکس که من تا حالا کار نکرده بودم. کارهایی را هم که اماده کرده بودم نصب شدن روی تابلوها. و کلی هم روز اول پرسش و پاسخ داشتم. دیروز هم بعد از ظهر ما رو بردن نقاط دیدنی تریست رو نشونمون دادن به عنوان تفریح دوره.
دست خانوش هم درد نکنه که هر چه به موبایلش از اینجا زتگ میزنم همون خانم معروف مرکز مخابرات ایران میگه: شماره مورد نظر در دسترس نیست. بعد هم به انگلیسی میگه: نو رسپونس تو پیجینگ.
