بعد از مدتی وقت آنرا یافتم در اینجا هم چیزی بنویسم. تجهیزاتی را برای سیستم سینکرونیزاسیون اینجا سفارش دادیم هفته گذشته رسیدند. سینکرونیزاسیونی در مقیاسهای پایین «نانو ثانیه» و «پیکو ثانیه». نانوثانیه برابر با یک میلیاردیم ثانیه است! و پیکو ثانیه هزار برابر از نانو کوچکتر است. در شتابدهنده های حلقوی معمولا حیطه کاری در منطقه نانو است و حال آنکه در شتابدهنده های نسل برتر FEL و نظیر آن منطقه کاری تا «پیکو» و حتی یک میلیونیم نانو یعنی «فمتو» هم به پیش میرود. اکنون به جای واژه «یک چشم بر هم زدن» به عنوان مقیاس زمان کوتاه بهتر است از واژه های مانوس «فمتو» یا «پیکو» استفاده کرد!
معمولا با پیشرفت صنعت شتابدهنده ها و ورود نسلهای برتر شتابگرها نیاز به سنکرون کردن اتفاقات رخ داده در ماشین به دقت بالاتر و خطای کمتر سیر میکند. شاید زمانی فرا برسد که نیاز به همزمان سازی تا ابعاد زیر فمتو یعنی 0.000000000000001 ثانیه هم ضروری شود.
-------------
هوا تا دیروز بارانی بود ولی امروز آفتابی و خنک و جالب. سفر امسالم به ایران طبق قوانین فعلی ایران آخرین سفر به آنجا بود. احتمالا رفتن دوباره به آنجا بمانند سایر اتفاقات بعید و سخت که به بعد از ظهور آخر زمان حواله داده میشود؛ بعد از ظهور آخر زمان اتفاق خواهد افتاد :-). عکس پایینی روستایی با نام «اندورا» در نقطه ای شمالی از اینجا بود که در منطقه ای زیبا و کوهستانی چسبیده به دریای آتلانتیک است. منطقه ای بود که چند هفته پیش رفتیم و اتفاقی فستیوال بزرگ فرهنگی ویژه در آن بر پا بود. ما هم تماشا کردیم.
-----------
گر به هر زخمی تو پر کینه شوی پس کجا بی صیقل آیینه شوی
صبر باشد مشتهای زیرکان هست حلوا آرزوی کودکان
در ایران امسال چمدان برگشتم پر از ادویه و کشک و پسته خندان! و کرفس وحشی و پونه کوهی و لیمو و زعفران و ترشی و .. بود که بهترین کیفیت آنها مختص کشور ایران است. وقتی به اینجا برگشتم و چمدان را باز کردم یاد جاده ابریشم و بازرگانان آن مسیر افتادم.
عکس بالا در منطقه ای دور در نزدیکی استانهای بختیاری و خوزستان است که تنها نقطه آنتن دهی موبایل همانجایی است که موبایل قرار گرفته است. بقیه جاها آنتن نمیداد! تکنولوژی مخابرات در ایران ولی جالب بود. به خصوص ایرانسل فرصتی را در اختیار همه قرار داده بود تا با هزینه اندکی (شاید ۱۰ هزار تومان) میتوانستی برای یکماه از اینترنت بی-سیم در هر نقطه ای از کشور استفاده کنی. این واقعا فوق العاده بود. تنها با یک لپ تاپ و سیم کارت تلفن همراهت (یا بلوتوث همراه) میتوانستی هر جا به وب متصل شوی بدون هیچ هزینه ای.
مسیر برگشت هم پرواز قطر به اینجایم کنسل شد و به پرواز بعدی منتقل شد. تقریبا ۱۵ ساعت در هتلی در دوحه بودم. دوحه به جز ساختمانهای بلند و اتومبیلهای لوکس به نظرم چیز دیگری نداشت! دوحه هم از جمله شهرهایی نظیر دبی و یا سایر شهرهای عربی است که برای مدتی جذاب هستند. اما معمولا جذابیتشان از آنجا که مصنوعی است و با فرهنگشان در تضاد است مدت زیادی بطول نمی انجامد. آب و هوایشان هم که یک تراژدی همیشگی است. البته مثل همیشه غذاهایشان واقعا خوشمزه بودند؛ شاید این تنها چیزیست که واقعا مال خودشان است.
--------
مدتی پیش در خبری از «ویکی لیکس» WikiLeaksخواندم که دایرت المعارف «ویکی پدیا» Wikipedia معدودی از مقالات با زبانهای «فارسی» را در بعضی شاخه های جدید علمی فیلتر میکند و مدت کوتاهی بعد از انتشار آنها را حدف میکند. در سفر اردیبهشت که در ایران بودم یکبار در تهران به یک دفتر ارایه دهنده اینترنت رفتم. برخی وب سایتها فیلتر بودند که به نظرم عجیب بود و علت قیلتر شدنشان را نمیدانم. جالب اینجا بود که برخی وبسایتهای خارج از کشور هم بدلیل تحریم؛ اصلا به ساکنین کشور ایران اجازه دانلود و ...نمیدانند؛ مثلا مدیا پلیر و یا بانکها و ...! دلم برای استفاده کنندگان ایرانی اینترنت کمی سوخت که دیدم خانمی که روی میز بغلی نشسته بود به مسئول آنجا گفت: لطفا فیلترشکن کامپیوتر شماره ۹ را فعال کنید!! برایم غیر منتظره بود. جالب است که مردم تلاش میکنند تحریمها و فیلترهای داخل کشور را دور بزنند و دولت ایران هم تلاش میکند تحریمهای ایالات متحده را دور بزند. این نشان از حس مشترک دولت و مردم این کشور برای ناکارامد کردن تحریم یا فیلتر است. هر کسی مسئولیت خودش را درست انجام میدهد!
----------
مرغ خانه؛ اشتری را بی خرد رسم مهمانش به خانه میبرد
چون به خانه مرغ؛ اشتر پا نهاد خانه ویران گشت و سقفش اوفتاد
خانه ی مرغ است هوش و عقل ما .....
«مولانا»
سفر امسالم به ایران فقط دو هفته طول کشید. تهران موزه جهان نما و بقیه مکانهای کاخ نیاوران را دیدم. موزه «پول» را قرار بود ببینم ولی فرصت ایجاد نشد. عکس زیر «بتهای» منطقه لرستان ایران مربوط به نیمه اول قبل از میلاد در موزه «جهان نما» است. همچنین سفالهایی از امریکای جنوبی مربوط به هزار سال قبل از میلاد. توچال هم رفتیم و بقولی سینمای ۴ بعدی یا ۵ بعدی را هم رفتیم. سیمولاتور کوچکی که گنجایش حدود ۱۰ نفر را داشت. در آنجا با عینک سه بعدی و حرکت صندلیهایی که روی آنها نشسته بودی و پاشیدن آب و باد و...به نوعی شما در محیط ذهنی و حسی واقعی قرار میگرفتی. ما تم «حرکت روی ریل در جنگل» را دیدیم. به نوع خودش کاملا جالب بود.
ترافیک در تهران کمتر شده بود. عابرین پیاده ولی هنوز مثل سابق میرفتند. اگر حرکات آکروباتیک سریع بلد باشید حتی وقتی چراغ عابر قرمز است هم میتوانید از خیابان رد شوید. نگران وضعیت چراغ نباشید. نه عابرین و نه رانندگان زیاد آنها را جدی نمیگیرند! در مکانهای تلاقی خیابانها فرهنگ اصیل «تعارف» همچنان است. معمولا قانون حق تقدم حرکت اتومبیل در مسیر اصلی زیاد رعایت نمیشود و الگوریتم عملی حرکت اینگونه است: حدود ۵۰ سانتیمتر جلوی ماشین را وارد مسیر اصلی میکنی و به اتومبیلهای مسیر اصلی نگاه میکنی اگر متوجه شما شدند و سرعت را کم کردند ۵۰ سانت دیگر جلو میروی و منتطر میمانی تا بایستند. اگر با عکس العمل شدیدا منفی مواجه شدید جلوتر نروید. اگر ایستاند با خیال راحت وارد مسیر اصلی میشوی و گرنه .... اگر با همه اینکارها نایستادند مجبور هستی که قانون را رعایت کنی و حق تقدم را به آنها بدهی. رانندگی در برخی نقاط یک ارتباط دو طرفه بین رانندگان است و نه قوانین راهنمایی رانندگی. چیزی به مراتب بدتر را در کشور «هندوستان» دیده ام.
----------
امسال هم به رسم همیشگی به خوزستان و «مسجدسلیمان» رفتم. از جاده میانبر جدیدی که اخیرا منطقه «نمره یک» را به منطقه گچی و سفید رنگ «پاگچ» با درختان «بید» و زیتون Olive وصل میکند رفتیم به سمت «اندیکا» و سپس منطقه «دلا» و بعد هم منطقه زیبای «شیمبار» و در نهایت «چلو» و کوههای «تاراز» و «بازفت زیبا». امسال قرار بود منطقه ای طبیعی ویژه بنام «چمن گلی» را هم ببینیم ولی متاسفانه حدود چند کیلومتر رسیده به این منطقه باران شدید و «رعد و برق» و «باد» و سرانجام نقص فنی خودرو! ما را از رسیدن به آنجا بازداشت. در نتیجه برگشتیم به منطقه ای در کنار «رود بازفت» به نام «چاه سبز». در واقع یک Lake طبیعی که بدلیل عمق بالایش سبز رنگ به نظر میرسد. آتش و کباب و دوغ و چای و ...
بزودی سفرنامه اردیبهشت ۹۰ به ایران و اتفاقات و دریافتهای سفر بهمراه عکسهای سفر در همین مکان قرار میگیرد. :-)
امسال کنفرانس شتابدهنده های ۲۰۱۱ ایالات متحده برای آخرین بار توسط مرکز «بروکهاون» برگزار شد. چند نفر از همکارانم در اینجا در این کنفرانس شرکت کردند و تقریبا از موضوعات و مقاله های مطرح شده راضی بودند. کنفرانسهای آسیایی؛ اروپایی و امریکایی شتابدهنده ها از دو سال پیش در هم ادغام شدند و قرار بر این شد تا این سه کنفرانس در غالب یک کنفرانس شتابدهنده های بین المللی هر سال در یک قاره برپا شود. در این چیدمان استرالیا سهمیه آسیایی محسوب شده است.
سال گذشته نیز یکی از همکاران در مرکز شتابدهنده KEK در ژاپن درخواستی برای ترکیب چندین کنفرانس و ورک شاپ در زمینه Accelerator Beam Instrumentation به همه افراد دست اندرکار این زمینه از تکنولوژی شتابدهنده ها فرستاد. من هم در آنزمان از این طرح استقبال کردم و نامی برای آن پیشنهاد دادم که مخفف آن IBIC بود. خوشبختانه همین نام مدتی پیش بعد از رای گیری برای این کنفرانس انتخاب شد! ترکیب اینگونه کنفرانسها به هم افزایی علوم مربوطه در قاره ها و کشورهای مختلف کمک میکند.
----------
هفته گذشته پیشنهاد جالبی برای دست اندرکار طرح ملی «شتابدهنده ایران» و نیز نماینده ایران در پروژه سینکروترون خاورمیانه فرستادم تا آنها را از موقعیتی که میتواند به آنها کمک کند تا روند پیشرفت پروژه ملیشان را سرعت ببخشند فرستادم. اینبار نیز آنها استفاده نخواهند کرد!!
معمولا موقعیتهای ممتاز به آسانی بدست نمیاید و در صورت ایجاد معمولا همیشگی نخواهند بود. شاید «غرور» و یا «پیش داوری» یکی از مهمترین عوامل عدم استفاده از موقعیتهاییست که خداوند در مسیر همه قرار میدهد.
-----------
احتمالا در آینده ای نزدیک سفری به ایران خواهم داشت. این سفر تنها سفر امسالم به ایران خواهد بود. البته برنامه های کاری اینجا و نیز بعد مسافت اجازه بیش از یکبار سفر به ایران در سال را نمیدهد. امیدوارم امسال بتوانم چندین جای دیدنی را ببینم و از این مدت کوتاه بعنوان یک تفریح سالانه هم استفاده کنم.
ای بسا هندو و ترکی همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی خوشتر است. «مولانا»
زمین لرزه هفته گذشته در ژاپن تراژدی بزرگ طبیعی بود که اینبار در آنجا رخ داد. هر چند که زمین لرزه ۸.۹ ریشتری به خودی خود در حدی بزرگ بود تا یک کشور را برای مدتی سردرگم کند؛ ولی سونامی بعد از آن و مشکلات پیش آمده برای نیروگاههای اتمی هم بر روی آن افزود. مشکلی که بعد از چندین روز هنوز در حال گسترش است.
هفته گذشته به دو نفر از همکاران که در شتابدهنده های KEK مشغولند ایمیل فرستادم و احوال آنها را جویا شدم. این مرکز که شامل یک سینکروترون پروتون 12GeV و یک در هم کوبنده الکترون-پوزیترون حلقوی است در فاصله 60 کیلومتری شهر «توکیو» قرار دارد. این مرکز علاوه بر شتابگرهایش همچنین زیرساخت اصلی در پروژه عظیم T2K است. پروژه ای که نوترینوها در مرکز KEK Ibaraki تولید و در فاصله ای معادل 270 کیلومتر دورتر دوباره دریافت میشدند... یکی از آنها گفت که دسترسی به وب و سرورهای KEK تقریبا قطع شده است. به همین خاطر از طریق ایمیل «یاهو» جوابش را فرستاده بود. گفت که در آن مرکز ساختمانها تخریب جزیی برداشته اند. ولی در برخی قسمتهای شتابگر خطیشان مشکلات فنی اساسی پیش امده بود. بدلیل جابجایی چند سانتی متری, چندین قسمت از چمبرهای خلاء تخریب شده اند. چند الکترومگنت بر روی زمین غلت خورده است! و رکهای کنترل و الکترونیک فراوانی روی زمین افتاده اند. ناگفته پیداست که چه بلایی به سر کابلها و اتصالاتشان آمده است. گفته بود که مشکلات فعلی در محل زندگیشان قطع برق و تا حدی آب است که زندگی را تا حدی برایشان مشکل کرده است. ظاهرا اثرات تخریبی سونامی از خود زمین لرزه بیشتر بوده است. برخی مردم در توکیو فاصله محل کار تا خانه که تا 30 کیلومتر هم میرسید بدلیل از کار افتادن سیستم حمل و نقل عمومی و نبود تاکسی, پیاده طی کرده اند. یعنی چیزی حدود فاصله تهران تا کرج!!
شاید یکی از نتیجه گیریهای مستقیم این اتفاقات آن باشد که در طراحیهای جدید چمبرهای خلاء, Bellow های بیشتری بکار گرفته شود تا تنش مستقیم بگونه ای غیر مخرب منتقل شود. و دهها نتیجه گیری دیگر. ولی در هر صورت در کنفرانس شتابدهنده های امسال که در «سن سباستین» برگزار میشود احتمالا یکی دو مقاله از مرکز KEK در مورد اتفاقات پیش آمده بعد از زلزله ژاپن و درسهای آن میتواند برای همه طراحان شتابگرها آموزنده باشد.
-------------
امسال برای عید نوروز به ایران نرفته ام. هر چند که جغرافیای ایران شاید بهترین مکان دریافت امواج نوروز باشد! امسال تحویل سال به وقت اروپا روند در آمده است. دقیقه 21 ,روز 21 , ماه 1+2:-)
ساقی چو یار مهرخ و از اهل راز بود....حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم «حافظ»
هفته پیش ایمیلی به اغلب آدرسهای ایمیلی که در اوت-لوک دارم فرستادم تا آنها را از تغییر ایمیل کاریم مطلع کنم. چند تا از انها البته برگشت خورد که احتمالا به خاطر قدیمی بودن بعضی ادرسها بود. برای بعضی از همکاران در مراکز سینکروترون دیگر هم سورپرایز بود. البته جابجایی مرکز کاری من مربوط به حدود ۶ ماه پیش است ولی بدلایلی مایل نبودم که در آنزمان ایمیلی در این زمینه بفرستم. خوشبختانه با لطف خدا من شانس آنرا داشتم تا چند ماه قبل از اتفاقات خاورمیانه از انجا نقل مکان کنم!!؟ البته در ایملیم نوشتم که همچنان به آن مرکز سینکروترون سابق از طریق راه دور و الکترونیکی کمک میکنم.
---------
نمایی هوایی از شتابدهنده های PETRA و HERA در مرکز «دسی» آلمان.
---------
ایدل ار «سیل فنا» «بنیاد هستی» بر کند... چون ترا «نوح» است کشتیبان ز طوفان غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نئی زاسرار غیب... باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
«حافظ»
از وقتی پروژه عظیم LHC در سال 2008 بصورت مقدماتی کار خود را آغاز کرد, پروژه های عظیم دیگری نیز در نقاط مختلف جهان کلنگ زنی شد. یکی از این پروژه ها که ابعادی در حد LHC در سرن دارد پروژه NIKA در شهر علمی Dubna در روسیه است. هدف این شتابدهنده درهم کوبنده Particle Collider البته کشف ذرات جدید یا هیگز و یا شبیه سازی آغاز جهان نیست. هدف از این پروژه دریافتن چگونگی شکل گیری و رفتار این ذرات در چند بیلیون سال پیش است. آنها در واقع میخواهند اسباب بازی خود را برای «آفرینش دوباره جهان هستی» بسازند !
این پروژه در واقع ادامه پروژه شتابدهنده پروتونی Proton Accelerator بود که حدود 30 سال پیش در زمان «جنگ سرد» آغاز کردند ولی بدنبال فروپاشی شوروی این پروژه نیز نیمه کاره به کنار گذاشته شد تا اینکه سه ماه پیش پروژه NIKA Collider آغاز و احتمالا در سال 2016 به بهره برداری میرسد.
----------------
«فریدون مشیری»
----------------
وقتی چندین سال پیش زمانیکه در خاورمیانه بودم و طراحیهای قسمتهایی از زیرسیستمهای ماشین شتابگر «سزامی» را انجام میدادم, گاهی با برخی افراد در مورد مسایل مختلف غیر علمی صحبت میکردیم. صحنه ای که برایم جالب بود اینبود که یکی دو تا از محققین اردنی میگفتند که آن کشور دارای بالاترین ضریب هوشی بین جهانیان هستند. و دانشمندان زیادی در ناسا دارند!! و شبیه این را مثلا استادان مصری و حتی کویتی هم میگفتند!! حتی گیاهی داشتند بنام «زعتر»Za'atar که میگفتند ضریب هوشی افراد را بالا میبرد!!! اوایل کمی عجیب بود" بعد با خودم فکر کردم اگر واقعا ضریب هوشی شما بالاتر بود پس چرا هیچ چیزی در شما نیست که آنرا ثابت کند؟؟ در پایان به این نتیجه رسیدم که تحقیر سالیان متمادی این کشورها توسط برخی کشورهای توسعه یافته؛ جامعه علمی آنها را دچار «عدم اعتماد به نفس» و «توهم گرایی» کرده بود.
این آخر هفته ظاهرا هوا آفتابی و مطلوب است. فرصت خوبی برای کنار گذاشتن تنشهای کاری و رفتن به طبیعت. هفته گذشته به منطقه ای زیبا در سواحل اینجا رفتیم. «باکیو» منطقه ای فوق العاده. کوهستانی در کنار دریا. جزیره ای کوچک که پلی چند صدمتری آنرا به ساحل کوهستانی وصل میکرد. هوا مه آلود و آفتابی و امواج دریا طوفانی و صدای امواج آهنگین و بوی دریا از همه بهتر بود. خانه قرمز رنگ هرچند که بازسازی شده است ولی حدود هزار سال قدمت دارد. مکانی دینی تفریحی و چیزی شبیه امامزاده های در ایران است که معمولا بر بام کوهها یا مناطق صعب العبور ساخته شده اند.
-----------
اخبار امروز همه جا لحظه به لحظه سونامی انقلابهای خاورمیانه ای که مثل بقیه اتفاقات خاورمیانه بی نظیرند را پوشش میدادند. سرانجام مردم مصر هم امروز پیروزی انقلابشان را جشن گرفتند. پوشش سالگرد جشن انقلاب ۵۷ مردم ایران هم در همین روز همزمانی جالبی بود که در اغلب اخبار جای خود را داشت. تغییرات گسترده در منطقه خاورمیانه امید آن را میدهد که فشارهای تحریم و تبعیض نژادی که توسط برخی کشورها بر مردم ایران اعمال میشود را کاهش دهد.
------------
خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش...بنماید هیچش الا هوس قمار دیگر (مولانا)
ساخت مرکز سینکروترون کانادا CLS از جمله مراکزی است که بصورت کلید به دست در حدود ۵ سال پیش پایان یافت. دلیل مهم آن نبود زیرساختهای فنی و دانش کافی در کشور کانادا در زمینه صنعت شتابدهنده بود. آنها واقعا نمیدانستند چه کار باید بکنند و از کجا باید شروع کنند. ولی میدانستند چه میخواهند. آنهایی که خوردنیهای جدید را تجربه کرده اند میدانند که حتی خوردن یک غذا در رستوران هم اگر برای اولین بار باشد آدم را دچار سردرگمی میکند. حال اگر رستوران چینی باشد که بدون کمک هم نمیتوانی از عهده آن بر بیایی و «چیزی از توش در نمیاد!» سرانجام یک شب رویایی در رستوران است!
شتابدهنده ملی کانادا با کمک کشورهای دیگر با موفقیت ساخته شد. ولی بعد از حدود چند سال محققان این مرکز به حدی از بلوغ علمی رسیده اند که برای اولین بار در همین هفته طرح سخت داروهای پزشکی هسته ای و ایزوتوپها را در این مرکز به عنوان یک پروژه عظیم ۱۲ میلیون دلاری آغاز کرده اند. این برای کشوری تازه کار در زمینه تکنولوژی شتابدهنده بسیار جسورانه است. در واقع با استفاده از شتابدهنده خطی Linear Accelerator و تکنولوژی سینکروترون نیازی به استفاده از رآکتورهای اتمی برای تولید نوترون و ...نیست. با اینکار آنها نیازی به بررسی معاهدات بین المللی نان-پرولیفریشن و امنیت هسته ای هم ندارند که کشور کانادا ملزم به اجرای آنهاست. البته بعید نیست که در آینده ای نزدیک تکنولوژی شتابدهنده هم در لیست مخصوص انقباضی قرار گیرد.
------------
هوا برخلاف هفته گذشته که کاملا مطلوب بود اما این هفته سرد است. حدود صفر تا چند درجه. برای این شهر ساحلی این درجه هوا هم خیلی پایین است.
قصه اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن .... «از مثنوی مولانا».
تو نخواندی قصه اهل سبا.... یا بخواندی و ندیدی جز صدا
از در دل و اهل دل آب حیات.... چند نوشیدی و وا شد چشمهات
باز این در را رها کردی ز حرص.... گرد هر دکان همی گردی چو خرس
بر در آن منعمان چرب دیگ.... میدوی بهر ثرید مردریگ
چربش اینجا دان که جان فربه شود....کار نو امید اینجا به شود.
پریروز وزارت انرژی به مدیریت شتابگر 6.2 کیلومتری عظیم تواترون TEVATRON در ایالات متحده بطور رسمی خبر داد که این شتابدهنده «سینکروترون پروتون» بودجه ای برای ادامه فعالیتهای این مرکز از پایان سال ۲۰۱۱ به بعد اختصاص نخواهد داد. این خبر ناخوشایندی برای همه فیزیکدانان و دانشمندانی است که در آن مرکز کار میکنند. هر چند که بیشتر این تصمیم گیری بدلیل مسایل سیاسی و اقتصادی موجود در ایالات متحده بوده است ولی از لحاظ علمی و تکنولوژیکی هم دلیل قانع کننده ای برای ادامه کار این ابر شتابدهنده «سینکروترون پروتون» زیر زمینی وجود ندارد. ال.اچ.سی LHC در مرز سوییس و فرانسه اکنون ماشینی با قدرتی دهها برابر تواترون است و یکسال پیش آرام آرام کار خود را شروع کرده است. این یعنی تواترون عملا کارکرد علمی؛ فنی و پرستیژ خود را از دست خواهد داد ؛ نه تمام آنرا ولی مقدار زیادی از آنرا... تواترون ماشین قدرتمندی است که در سال ۱۹۷۶ کار خود را آغاز و در سال ۱۹۸۳ تکمیل شد. در آنزمان تا دو دهه بعد یکی از سمبلهای توانمندی ایالات متحده در علم و تکنولوژی بود. هر چند که قرار است تجهیزات بکار رفته در این ماشین در جاهای دیگر استفاده شود و مطالعه احتمالی برای ساخت ماشین شتابدهنده حلقوی جدیدی که تعداد پروتونهای بیشتر در حجم کمتری را به ماده هدف بکوباند را در دست کار دارند.
«پروژه های با تکنولوژی بالا باید در زمان مناسب یا زودتر از آن به نتیجه برسد.» آیا ساخت کارخانه تولید اتومبیل «ژیان» در سال ۲۰۱۰ منطقی است؟ خیر. در سال ۱۹۵۰ یعنی ۶۰ سال پیش چطور؟ بله. در آن موقع افتخار ملی کشور سازنده اش بود. پروژه های شتابدهنده هم از این قاعده جدا نیستند؛ آنها بایستی در زمان مناسب به بهره برداری برسند؛در غیر اینصورت فرصت سوزی و اتلاف وقت در چنین پروژه هایی بهای سنگینی برای کشورشان دارد.
------------
«... و آن میوه ای زودتر شاداب میگردد که اول بشکفد. رویش علفهای هرز بدون تابش خورشید هم میسر است...» « اتللو , ویلیام شکسپیر»
در مجارستان تنها شهر بوداپست (یا به اصطلاح محلی بوداپشت) را گشتیم. بوداپست متروی قدیمی دارد که دومین مترو قدیم جهان است و در سال ۱۸۹۶ یعنی حدود ۱۱۵ سال پیش افتتاح شده بود. رودخانه خروشان ولی آرام دانوب این شهر را به بودا و پست قسمت میکند. (اوپرای «دانوب آبی» اثر اشتراوس را بشنوید.) با قایق بزرگی یکساعت هم روی دانوب حرکت کردیم. برف و کولاک نسبت به «وین» در آن چند روز بیشتر بود به حدی که برخی اوقات برای بیرون رفتن و گشتن در خیابانها با مشکل بر میخوردیم. در وین هر چند که هوا تا منفی ۱۰ درجه هم سرد بود ولی آفتاب بی جانی داشت که حس گرمابخشیش خوشایند بود. با اینکه رفاه عمومی در بوداپست نسبت به کشورهای غرب اروپا کمتر است ولی قیمت کالاها تفاوت چندانی با سایر کشورهای غرب اروپا نداشت. کمی دقت در ساختمانها؛ خیابانها؛ معماری و ساکنین بوداپست؛ گذشته باشکوه این شهر را در ذهن القا میکند و حال آنکه وضعیت حاضر این شهر گفتنی خاصی ندارد.. ساکنین این شهر ولی از لحاظ «ترکیب چهره» هم تفاوتهایی با سایر کشورها دارند. قیافه هایی جذاب و دیدنی..
----------
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
پنج روزی که در این مرحله مهلت داری خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست.
«حافظ»
در سفر به «وین» ما به جندین مرکز دیدنی رفتیم. یکی از آنها بنای یادبود دانشمندان ایرانی در ورودی مقر سازمان IAEA بود. نصب این پیکره ها در آنجا معانی و حسهای جالبی دارد که هر کس میتواند بر طبق عقیده اش آنرا تعبیر کند. احتمالا در آینده ای نزدیک این بنا رونمایی رسمی خواهد شد. در هر صورت این نشان میدهد که دوستان ایران هم در جامعه جهانی کم نیستند.
ظهر همان روز برای نوشیدن کافی به یک «فست فود» رفتیم. و با کمال خرسندی یکی از افراد مسئول آنجا ایرانی بود. خانم محترمی که گفت از صحبتهای فارسیتان متوجه شدم که ایرانی هستید. البته قبل از آن پرسید که «آیا شما ایرانی هستید؟» و من گفتم «بله ما ایرانی هستیم ولی در آنجا ساکن نیستیم و برای چند روز تعطیلات به وین آمده ایم.» قهوه خوشمزه ای نوشیدیم و به موزه موسیقی کلاسیک وین که در نوع خود در جهان کم نظیر است رفتیم. از آلات موسیقی گرفته تا تجهیزات مختلفی برای آزمایش شنوایی و فرکانس فیلتر گوش و تا رهبری Virtual Reality یک کنسرت سمفونی بزرگ که من هم البته برای مدتی رهبری سمفونی را انجام دادم که هر چند خودم از سمفونی ساخته ام خوشم آمد ولی در پایان نوشت که شما «خارج» میزنید, همنوازان گیج شده اند, موفق باشید :-)
از سفر تعطیلاتیمان برگشتیم. ما به مجارستان و اتریش رفتیم و از سوییس و آلمان عبور کردیم. در «وین» و «بوداپست» چند روزی ماندیم و مکانهای جالبی از جمله موزه موسیقی کلاسیک اتریش در «وین» و بنای پرافتخار یادبود «دانشمندان ایرانی» در ورودی سازمان بین المللی انرژی اتمی IAEA که به تازگی ساخته شده است را دیدیم. پیکره هایی از ابوریحان بیرونی, ابوعلی سینا, عمر خیام و رازی در ورودی مجتمع...
در بوداپست سوار کشتی های کوچک توریستی رود «دانوب» و پلهای متعدد ساخته شده روی آنرا بر فراز رود پر آب دانوب تماشا کردیم. قلعه بودا و منطقه «پشت» بوداپست (در اصطلاح محلی بوداپشت) را با اتوبوسهای توریستی شهر گشتیم. تفاوت فرهنگی و رفاهی مردمان این کشورها را حس کردیم... با متروی قدیمی بوداپست کمی در شهر چرخیدیم و با قطار از بوداپست به وین رفتیم. هیچ خبری از چک کردن پاسپورت و ...نبود. اینجا در اتحادیه شینگن اروپا رفتن از کشوری به کشور دیگر براحتی سفری بین شهری در یک کشور است.
هوا ولی تا مرز منفی 15 درجه سرد بود.
شرح سفر و عکسها را در همین پست یا پستهای بعدی میگذارم.