هر روز در پایان کلاسهای تئوری بایستی دو ساعت هم روی برنامه های اپتیک کار کنم. اونم نه با ویندوز؛ بلکه توی لینوکس که من تا حالا کار نکرده بودم. کارهایی را هم که اماده کرده بودم نصب شدن روی تابلوها. و کلی هم روز اول پرسش و پاسخ داشتم. دیروز هم بعد از ظهر ما رو بردن نقاط دیدنی تریست رو نشونمون دادن به عنوان تفریح دوره.
دست خانوش هم درد نکنه که هر چه به موبایلش از اینجا زتگ میزنم همون خانم معروف مرکز مخابرات ایران میگه: شماره مورد نظر در دسترس نیست. بعد هم به انگلیسی میگه: نو رسپونس تو پیجینگ.
احساس میکنم که نیاز به یک اصطلاحا تفریح اساسی دارم. البته خودم گردش در طبیعت و کوه پیمایی و حتی Adventure و کیت سواری را به رفتن به شهرها و کشورهای دیگر ترجیح میدهم. هنوز هم گردش و تفریح در کوههای اطراف مسجدسلیمان و اندیکا و دره گاومیشی و چاربیشه و سد شهید عباسپور را بدون شک به گشتن در خیابانهای امان و منچستر و لیون و رم ایتالیا واقعا ترجیح میدهم. هر چند که این یکی هم زیباییهای خودش را دارد.
امروز ویگنولا از سفر یک هفته ای به ایران برای بازدید از صنایع ایرانی به ایتالیا برگشته و تعدادی از طرحهای تجهیزات مرکز شتابدهنده DAFNE, INFN را برایم فرستاده تا با توجه به انها طرحهای خودمان را برای پروژه اینجا انجام بدهیم. مثل اینکه قرار شده تعدادی از الکترمگنتها توسط صنایع ایران ساخته شود؛ البته اگر بتوانند شرایط آزمایش و تولرانس های لازم را در آنجا بسازند.